نویسنده : محمد صادقی - ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ فروردین ۱۳۸٧
 
باز هم خواب ریاضی دیده ام / خواب خطهای موازی دیده ام

خواب دیدم می خورم ایگرگ زِگون / خنجر دیفرانسیل ها گشته کند

از سر هر جای گشتی می پرم / دامن هر اتحادی می درم

دست و پای بازه ها را بسته ام / از کمند منحنی ها رسته ام

گاه در زندان قدر مطلقم / گه اسیر زُلف حد و مشتقم

گاه خطها را موازی می کنم / با توان ها نقطه بازی می کنم؛

ناگهان دیدم توابع مرده اند / پاره خطها، نقطه ها پژمرده اند

از لُگ و بسط و نیر آثار نیست / ردپایی از خط و بردار نیست

کاروان جذرها کوچیده اند / استخوان کسرها پوسیده اند

هیچ کس را زین مصیبت غم نبود / صفرصفرم هم دگر مبهم نبود؛

آری آری، خواب افسون می کند / غصه ها را از سینه بیرون می کند،

مردم زین ایکس و ایگرگ داد داد / روزهای بی ریاضی یاد باد
بر چسب ها: مطالب جالب
نظرات ()
 
 
 
<blogpage>