نویسنده : محمد صادقی - ساعت ٧:۱۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ فروردین ۱۳۸٧
 
ترکه قاشق قاشق ماست می ریخته تو رودخونه بعد یه لره می یاد می گه چی کار می کنی؟ترکه می گه دارم دوغ درست می کنم!لره بهش می گه همینه که می گن خرین دیگه،آخه این همه دوغ رو کی می خواد بخوره؟


ترکه می خواسته مین خنثی کنه، گوشاش رو می گیره پاش رو میذاره رو مین!


ترکه میره جهنم بهش میگن ۵۳/۴۸۳ رکعت نماز بدهکاری! میگه : ۴۸۳ رکعت قبول ولی اون ۵۳صدم واسه چیه ؟ میگن به خاطر کوسینوس زاویه انحراف از قبله هست


ترکه رو برق می گیره مامانش می گه ننه جون ولش نکن همین بود که باباتو کشت


از لره می‌پرسند: توی طایفه شما آدم مشهور هم هست؟ میگه:‌آره بابا، �لره و هاردی�، �سوفیا لره�، �الیزابت تای لور�، تازه یه شیمیدان لر یه چیزی کشف کرده که اسمشو گذاشته �کلر�!


چند تا ترک میرن سینما . فیلم راز بقا رو داشته پخش می کرده . تمساحه آروم آروم میاد و آهو رو می خوره.همه ناراحت میشن . تمساحه میره پای خر رو بخوره با یه جفتک پوز تمساحه رو داغون میکنه . یه دفعه ترکه بلند میشه میگه محمدیاش صلوات


پلیس به ترکه: اینجا ماهی‌گیری قدغنه!!! ترکه: ولی اینجا تابلو نزدین!!! پلیس: نزدیم که نزدیم، زود باش از بالای اون آکواریوم بیا پایین


ترکه آزمایش ایدز میده، جواب مثبت بوده، میگه: عجب دوره و زمونه‌ای شده، آدم به دستای خودش هم نمیتونه اعتماد کنه


کره الاغی با حسرت از باباش میپرسه:بابایی الاغا هم زن میگیرن؟باباش میگه آره پسرم اتفاقا تو دنیا فقط الاغا زن میگیرن


یارو میگن اگه بخوای دوست دخترت رو ببری بیرون کجا می بری ؟؟ یارو میگه:میبرم سینما فیلم ترسناک میگن حالا چرا فیلم ترسناک؟؟ میگه آخه هی بترسه بیاد تو بغل من


ترکه بلند پروازی میکنه با ضد هوایی میزنندش


چندین ساله که دوستت دارم و همیشه دوستت داشتم. ولی هر وقت خواستم به لب هات نزدیک بشم منو با نفرت زمین زدی! . . . . . . . . . . . . . . . امضا:آب دماغ


یک لر میره جهنم دمپایشو پرت میکنه تویبهشت به خدا میگه برم دمپایمو بیارم


Lovely


آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد تنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت


اگه قرار بود لیلی و مجنون به هم میرسیدن که دیگه نه لیلی لیلی بود نه مجنون مجنون عشق واسه رسیدن نیست . عشق حسرت رسیدنه


عشق با روح شقایق زیباست ، عشق با حسرت عاشق زیباست ، عشق با نبض دقایق زیباست ، عشق در حسرت دیدار تو زیباست ؛ به امید دیدار


روزگاریست در این کوچه گرفتار توام باخبر باش که در حسرت دیدار توام گفته بودی که طبیب دل هر بیماری پس طبیب دل من باش که بیمار توام


عاشقی را شرط اول ناله وفریاد نیست
تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست
عاشقی مقدورهر عیاش نیست
غم کشیدن صنعت نقاش نیست


اگه قرار بود لیلی و مجنون به هم میرسیدن که دیگه نه لیلی لیلی بود نه مجنون مجنون عشق واسه رسیدن نیست . عشق حسرت رسیدنه


خدایا گر تو درد عاشقی می کشیدی؛تو هم زهر جدایی را به تلخی می چشیدی؛تو هم چون من به مرگ آرزوها می رسیدی؛پشیمون می شدی از این که عشق رو آفریدی


چه زیباست بخاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن ... ای کاش میدانستی بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه ناشکیباست ...


عشق با غرور زیباست ولی اگر عشق را به قیمت فرو ریختن دیوار غرور گدایی کنی... آن وقت است که دیگر عشق نیست...


هیچ کس نمی تواند به عقب برگردد و از نو شروع کند، اما همه می توانند از همین حالا شروع کنند و پایان تازه ای بسازند


نه خطّی گوشه ی چشمم! نه رنگی بر لب و گونه ... اتاق خواب من خالی ... ز عطر وحشی پونه !... ... دوباره روی تخت من ... کتاب شعر و خودکارم! و تعدادی ورق پاره ... برو!...از عشق بیزارم !
بر چسب ها: sms و جک
نظرات ()
 
 
 
<blogpage>